حدیـث روز:
امام مهدى عليه السلام: خدا با ماست و نيازمند ديگرى نيستيم. حق با ماست و باكى نيست كه كسى از ما روى بگرداند. / الغيبة ، طوسى

از نکته هاي بسيار جالب و بر جسته  اين است که  پيغمبر اکرم صلّي الله عليه و آله در ضمن سخنراني هايشان مسئله ي مهدويت و ظهور و فرج و حکومت امام زمان عليه السلام را بسيار طبيعي بيان کرده اند، گاهي سخنران ناگهان مطلبي را به خاطر مي آورد، به طور مثال مي گويد  فلاني هفته گذشته شيراز بود، که اين  يک جمله معترضه مي شود.ولي در مقابل هم گاهي طوري سخنران مطلب را مطرح مي کند که گويي در تار و پود سخنراني و جزء اصلي آن است که اين شاهکار است . پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله در چهار بخش از خطابه ي غدير در مورد امام زمان عليه السلام صحبت کردند به جز مواردي که راجع به امامت کلي صحبت کردند که امام زمان عليه السلام هم بخشي از آن است، در چهار مورد اسم مخصوص امام زمان عليه السلام را برده اند؛ دو بار به نام  مهدي و دو مورد به نام قائم.

« ...أَلَا إِنَّهُ لَا غَالِبَ لَهُ وَ لَا مَنْصُورَ عَلَيْهِ... » ، آگاه باشيد که کسي غلبه بر امام زمان عليه السلام   نمي کند،و هيچکس عليه او ياري نمي شود.
يکي از آياتي که در باره ي امام زمان عليه السلام هست مي فرمايد :
ِّ «...وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً»  پس او منصور است. در روايات نيز داريم که: « مويد منصور بالرعب، مويد بالنصر ». در روايات زيادي نيز داريم که او ، غالب است ؛ نه مغلوب ، و حتما جهان را خواهد گرفت .  و کسي بر او مسلط نخواهد بود .
در روايات زيادي داريم ، قدرت هاي بزرگ ، قبل از آنکه حضرت عليه السلام ، با آنها بجنگد، رعبي در دلشان مي افتد ، که حکومتشان را تحويل مي دهند . مثل داستان فتح فدک و فتح مکه ،که در فتح مکه ،  قبل از اين که  لشکر اسلام به مکه حمله کند ، مکه تحويل داده شد .

«... أَلَا إِنَّهُ قَدْ بُشِّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ بَيْنَ يَدَيه..
" بدانيداو کسي است که گذشتگان قرنهاي پيش به او بشارت داده اند".                            
اعتقاد به مهدويت و وجود مصلح کل، اعتقادهمه ي اديان، و تمامي سيستم هاي فکري است ؛ حتي نظام هاي فکري غير ديني (که اغلب سيستم هاي فکري سياسي هستند). مي دانيد سيستم هاي فکري بشر ، عده اي ديني هستند ، که در راس مخروط انديشه ي آنها خدا قرار دارد .  يک عده غير ديني هستند، مثل سيستم فکري ماترياليسم .

«...أَلَا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَيْه...»
‏ "بدانيداو کسي است که امور به او تفويض شده است".
تفويض کار ها دو معنا دارد.يک معنا اين است که خدا کاري را واگذار کند و خودش دستش بسته شود. اين با تفکر توحيدي اسلام سازگاري ندارد. براي اينکه تفکر توحيدي خدا جهان را و انسان را و موجودات را اداره مي‌کند. ارتباط خدا با اين جهان ارتباط سامان ريزي حکيمانه است و تدبير دائمي و لحظه به لحظه با جهان است. خيلي دقت کنيد اين يک بحث اعتقادي است. معناي غلط تفويض همان است که يهودي ها و مفوضه به آن معتقدند، معتقدند که خدا خلق کرده و آفريده است وديگر هيچ کاري با جهان ندارد. جهان اتوماتيک مي‌چرخد.درحاليکه معناي تفويض اين است که خودش درا ختيار گذاشته و خودش مالک است . بهترين واژه‌اي که مي‌توانم بکار ببرم اين است که خدا تملک کرده "و هو بها املک"او مالکيتش بيشتر است. به عنوان مثال، شما براي فرزندتان دوچرخه مي‌خريد، پول هم مي‌دهيد، آزاد هم هست، ولي شما املک هستيد و مالک‌تر بودن شما نسبت به فرزندتان را حفظ مي‌کنيد، يا يک مدير يا يک وزير يا يک کسي که سرپرست‌ جايي هست، تفويض مي‌کند کارها را، واگذار مي‌کند، کليد صندوق را به حسابداري مي‌دهد. ولي خودش يک کليد اورجينال دارد.      

«أَلَا إِنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَل‏» ،بدانيد او از جانب خدايش خبر مي دهد.
«والمشيد لامر آياته»،ومحکم کننده آيات او است.
عبارت مشهوري است که:«شيد الله ارکانه» يعني خداوند ارکان او را محکم کند،ويا: فلان شهر «شيد الله ارکانه» فلان ساختمان «شيد الله ارکانه» يعني خدا محکم کند پايه‌هايش را.تشييد يعني محکم کردن. محکم مي‌کند کار آيات خدا را.

أَلَا إِنَّهُ الرَّشِيدُ السَّدِيدُ.بدانيد او رشد يافته و استوار است.

رشيد از لغت رشد است. رشد يعني روشن و پيشرفته و باليده. رشد در مقابل غي است. «قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ».(بقره : 256 ) رشد، راه  روشن از گمراهي است. تبين يعني روشن شد، بيان شد، واضح شد. راه روشن از راه گمراه و از گمراهي. روشني از گمراهي. غي يعني گمراهي و رشد يعني خلاف گمراهي يعني راستي و درستي راه.

«أَلَا إِنَّهُ وَارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَ الْمُحِيط بکل فهم»
اگر کسي بخواهد مدير گروهي باشد، بايستي  امتيازاتي را داشته باشد. اولين امتياز بعد از حيات و زندگي، علم و قدرت است. يعني دو امتياز.اصولا از فضائل و کمالات انساني، علم و دانش و قدرت است . بشر از ابتداي آفرينش تاکنون هيچ وقت در علم و قدرت بصورت اجتماعي، ايستايي نداشته است و هميشه در حال پويايي بوده که علم و قدرتش را بيشتر کند. اکتساب و کسب قدرت و علم براي انسان فطري است . انسان به طوري فطري به دنبال علم و قدرت است.

«أَلَا إِنَّهُ خِيَرَةُ اللَّهِ وَ مُخْتَارُه‏». بدانيد او خيرة الله است، مختارالله است .خيره و مختار هر دو از يک لغت هستند.لغت خير يعني بهتر و برتر، چون خير، اخير بوده و بر اثر کثرت استعمال الف آن افتاده و خير شده است . به معناي با فضيلت هم بکار مي‌رود. ِ« أَلَا إِنَّهُ خِيَرَةُ اللَّهِ وَ مُخْتَارُه‏» يعني امام زمان عليه‌السلام توسط خدا انتخاب شده و بهترين است خِيَرَةُ اللَّه يعني بهترين است پيش خدا و مُخْتَارُه‏ يعني انتخاب شده از نظر خدا.معناي هردو خيلي به هم نزديک هستند. خيره مصدر يا صفت مشبه  و مختار اسم مفعول است . مختار يعني انتخاب شده و برگزيده شده.                                 

چرا امام زمان عليه السلام شناسي در دين اينقدر از اهميت ويژه برخوردار است؟
پاسخ اين سوال مساوي است با حکمت برگزاري غديرتوسط پيامبر.زيرا پيامبرامام زمان پس از خود را تا روز قيامت تعيين نمود
إِنَّمَا أَكْمَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دِينَكُمْ بِإِمَامَتِهِ فَمَنْ لَمْ يَأْتَمَّ بِهِ وَ بِمَنْ يَقُومُ مَقَامَهُ مِنْ وُلْدِي مِنْ صُلْبِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة...
امام يعني : وصي ،خليفه وجانشين پيامبر .هارون نسبت به موسي،منصوب الهي(واعلموا ان الله قدنصبه لکم)،افضل مردم(فقد فضله الله)،
اعلم مردم...و هدايت کننده مردم: يهدون الي الحق،علي هاد.
هدايت ،بزرگترين گمشده انسانهااست.
 جنگ هفتاد و دوملت همه را عذر بنه        چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند

أَلَا إِنَّهُ مُدْرِكٌ بِكُلِّ ثَارٍ لِأَوْلِيَاءِ اللَّه‏
آگاه باشيد او، به دست آورنده خون همه‌ي دوستان خداست.
مُدرک، درک کننده يعني خونخواه.
خونخواه يعني ولي دم. يعني اگر قرار است براي خون کسي قصاص بشود و پول و يا ديه‌اي بگيرند، ولي دم صاحب اين حق است. مثل اين که خداي نکرده پدري کشته شود، فرزندان آن پدر، ولي دم هستند.
يعني خونهاي اولياي خدا که به ناحق ريخته شده و بايد قصاص شود و يا ديه گرفته شود، ولي دم وآن کس که مدرک ثار اولياء الله است، امام عصر ارواحنا فداه، مي‌باشد.

«شروعقبلی12بعدیپایان»
صفحه1 از2